الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
213
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
قرآن را به نام ما نپذيريد . اگر ما سخنى بگوييم ، موافق قرآن و موافق سنت مىگوييم ؛ ما از خدا و رسولش بازگو مىكنيم و نمىگوييم : فلانى و فلانى گفتند ؛ تا سخنانمان متناقض نمايد . سخن آخر ما چونان سخن نخست ما و سخن نخست ما تأييد كنندهء كلام آخرمان است . اگر كسى براى شما خلاف آن را بازگفت ، به خودش برگردانيد و بگوييد ، تو به آنچه آوردهاى ، داناترى . همراه هر سخن ما ، حقيقتى است و بر آن ، نورى ، پس سخنى كه حقيقتى همراه آن و نورى بر [ گِرد ] آن نيست ، سخن شيطان است . " » « 1 » يكى ديگر از دروغپردازان ابو جارود ، زياد بن منذر عبدى ، هَمْدانى خارفى نابينا ، ملقب به سرحوب و با كنيهء ابو نجم است « 2 » كه سركردهء زيديه بود و فرقهء جاروديه يا سُرحوبيه به وى منسوب مىباشد . او از كسانى بود كه در حديث ، دروغ مىبست و غلو مىكرد . امام صادق عليه السلام از وى و دو نفر همانند او ، بيزارى جست و آنان را كذّاب و مكذّب توصيف كرد . [ م / 122 ] كشّى با سند خود به زرعه ، از سماعه از ابو بصير روايت كرده است كه وى گفت : « امام صادق عليه السلام كثير النوا « 3 » ، سالم بن ابى حفصه « 4 » و ابو جارود را ياد كرد و فرمود : " دروغپردازان ، تكذيب كنندگان . . . " گفتم : فدايت شوم ، دروغپرداز بودنشان را شناختم ، تكذيب كننده بودن آنان چه معنايى دارد ؟ فرمود : " دروغگويان نزد ما مىآيند و مىگويند كه ما را تصديق مىكنند ؛ در حالى كه چنين نيستند . آنان سخن ما را مىشنوند و با آن ، ما را تكذيب مىكنند . " »
--> ( 1 ) . رجال كشّى ، ج 2 ، ص 489 - 491 . ( 2 ) . كشّى گويد : « نقل شده است كه ابو جارود ، سُرحوب ناميده شد و سُرحوبيه از زيديه به او منسوب است . ابوجعفر عليه السلام اين نام را بر وى نهاد و ياد آور شد كه سرحوب ، نام شيطانى كور است كه ساكن دريا مىباشد . ابو جارود فردى نابينا و كوردل بود . ( رجال كشّى ، ج 2 ، ص 495 ) . ( 3 ) . وى حسن بن ابى صالح بَتَرى زيدى است كه امام صادق عليه السلام از وى بيزارى جست . ( رجال كشّى ، ج 2 ، ص 509 ) . ( 4 ) . وى از مرجئه بود و امام صادق عليه السلام را سرزنش كرده ، به ايشان افترا مىبست . ( رجال كشّى ، ج 2 ، ص 501 ) .